سوابق اجرایی
- مشاور رئیس جمهور و رئیس مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامهریزی، 1400 - 1401
- رئیس دیوان محاسبات، 1395-1399 (4 سال)
- رئیس مرکز آمار ایران، 1389- 1395 ( بیش از 6 سال)
- نماینده مجلس شورای اسلامی، دورهی هفتم
- رئیس مرکز مطالعات مدیریت و بهرهوری ایران، 6 سال
- عضو کمیسیون علمی-راهبردی تحقق چشم انداز ج.ا. ایران مجمع تشخیص مصلحت نظام، 3 سال
- عضو ستاد تدوین برنامه پنج ساله پنجم و ششم توسعه کشور
- بنیانگذار جایزه بلوغ بودجهریزی در ایران، 1394
- بنیانگذار و رئیس کنفرانس بینالمللی بودجهریزی بر مبنای عملکرد (عملیاتی)، 1385
- بنیانگذار و رئیس انجمن علمی مدیریت صنعتی ایران، 1393




دوران نمايندگی مجلس
دكتر عادل آذر در سال 1383 با رأي اكثريت مردم شهرستانهاي دهلران، آبدانان و دره شهر به عنوان نماينده دوره هفتم مجلس شوراي اسلامي انتخاب شد و تا سال 1387 به عنوان نماينده مجلس و عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس فعاليت نمود. ايشان در دورة هفتم مجلس شوراي اسلامي با سه استراتژي معرفي شخصيت، نجابت و منزلت اجتماعي مردم، تلاش براي افزايش و تخصيص بهينه بودجه و توسعه اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي حوزه انتخابيه خود به عنوان يكي از پركارترين نمايندگان مجلس و يكي از اعضاء برجسته كميسيون برنامه و بودجه در بكارگيري روشهاي علمي و رويكردهاي نوين نظام برنامهريزي، بودجه و مديريت كلان كشور سهم بسزائي داشت. وي با اعتقاد به آنكه توسعه همه جانبه كشور در گرو توسعه علمي و صنعتي و آمايش علمي و صنعتي كشور ميباشد، منشاء خدمات بسيار زيادي براي توسعه منطقه محروم ايلام بود. بطوريكه تصويب و احداث بسياري از واحدهي صنعتي مانند پتروشيمي و پالايشگاه دهلران، كارخانه سيمان و واحدهاي دانشگاهي پيام نور، علمي – كاربردي، آزاد و... اندكي از فعاليتهاي دوران نمايندگي وي ميباشد.
وي در دوران نمايندگي مجلس شوراي اسلامي به عنوان صداي رساي مردم از مدافعين بسيار جدي توسعه علمي و فرهنگي مناطق محروم بود. گوياي اين امر نطق پيش از دستور فروردين 1384 وي در مجلس شوراي اسلامي است كه در آن از زبان مردم مظلوم ايلام چنين ميگويد:
«اين صداي كوچههاي استاني است كه آماج نخستين گلولههاي سالهاي خون و شهادت بوده است. سهم من كجاست؟ اين صداي فرزندان بيكار پدراني است كه نخستين تلاشگران مكتب رزم و شهادت بودند. وقتي كه از هر طرف حادثه ميباريد، مردان غيور اين استان ساده و بي ادعا جانب عشق را گرفتند و بينام و نشان، تا مرزهاي انتظار، از سيمهاي خاردار گذشتند. مرداني كه شبانه به خط زدند و سپيده دم به احترام عشق بر دروازههاي خورشيد نماز ميخواندند. مرداني كه پيشانيهاي متبركشان در ارتفاعات قلاويزان و تپه ماهورهاي موسيان بوسهگاه قناسه شد. مردان بزرگي كه عافيت زندگي را به فرزندان بخشيدند و كودكانشان را در استاني جا گذاشتند تا روزي به پاس خون پدارنشان از توسعه و ترقي آكنده باشد. آن استاني كه ميگويم استان توسعه نيافته ايلام است كه از آن به ايلام محروم ياد ميكنند»